انتظار چاپ
تاریخ : چهارشنبه 5 آبان ماه سال 1389
هنوز هم بغض آن سکوت
در انتظار لغزش گریه ات تا صبح،
هنوز انتظار برگ
و انتهای همین ساز و پود که
قدمهایت را نمی شمارم!
بر صبوری نسیمی که صورتی لغزنده
و به بارندگی قسم که دفتر مشقی ماندگار
بانوی ، باور جنوب زده بود!
خاطره ام کاش و لرزش قطرات دست
که به هنگام نمایش، بیابان شدیم
سرگردان ، آن گونه که تو خط زدی
ماندی و یک قدم کشیده شدی تا انتهای خط عبور
و آموخته ای که . . .
همچنان از نژاد شرجی می خواند.


