تولد چاپ
تاریخ : جمعه 10 دی ماه سال 1389

تولد یک توهم از جناس تغییر فعل زمان
و معکوس این ساعت تا پاسخی نا تمام
هرگز پذیرش این تاریک تا روانکرد...... روا نداشت بلوغ!
دریغ و اغماض انسانیت این بینش ، نگرش و شریعت
حتی چینش نیاز یک خواهش . . .
به شبگردی آسمان در تن من و ( فضیل )
و آغوش گرم فردا باز می آید پرستو رهسپاری تنها
تا بهای واژه ی ( خاطر خواهی یک احمق) که شمرد
در احساس سکه های این بهشت که جنوب یا برف
و شکوفه هایی بر لبستان از لب همین نیزار
کرمهای تمدن این دنیا را که ساخت ؟ ( بانو )
و یک گناه که مثلا عاشق شدیم و جنون زدیم به خط فقر
نواختیم از بوی دستان حنا بسته ات
دوشادوش هم در رودآباد اما . . .
حاجی و حاجیه خانم به یک کیلومتر پارچه ی تبریک
راهزنان را بگو بنوازند راه ما را
که شاید فصل دیگر
گردوهای پوشالی نوازش شوند.


