دستک بزن دراز بر آسمان دامن خون طویل بی عرض کدام بوسه بر لبهای ترشیدگی ات گرسنه؟ جام و باده و پیاله و عرق سگی لباده ی بهمن در کنج آن تار شگفت عروسی دیدارم کن مسح چشمان گندیده ی لیلی و مجنون که به دانشگاه . . . استاد بگیر و بده ... بگیر و بده... و فاضلاب پشت همین شهر پشتک می زد! بوی گندیده اسپرم خرچنگهای تراشیده و بیضه های آفتابی حرام است خوردن تخم ماهی! حلال اما باد دیوانه شیشتو پاک کن پاک کن پاک کن بکن تا ته جدول که خوردیم و سرمان شیر رنگ رنگی دو تخم قرمز گذاشت و شد چاره منهای یارانه های این گوشتهای خیابانی از مکزیک ران می بارد تا لب دریا صد فرسنگ زیرش بودی و یک آخ زاییده ی متن همین مثلا اشعار دریده کوهنوردی کردیم تا بن بستیم فشرده باد آه و بوی معده ی سگ فشردگی باد سینه های آخ و آخرش هم فقط یک آخ بود که اَخ شد اَخی اَخی اَخی نخور بابا این آب معدنی گندیده است فیلترینگ و فیلتر شکن و تصفیه خانه برو برو ورش دار مرتیکه برو ور دار خدا ورت داره ان شاالله. . . دامنی که رفت بالا باید قیچیش کرد.
|